اسماعيل ناظم

11

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

زيرا بحران و ايام بحران به آن علم ارتباط مىكند ؛ زيرا بحران‌هاى بيمارىهاى حاد به ماه و بيمارىهاى مزمن به خورشيد ارتباط دارد ، و همچنين شناخت تبدّل و اختلاف زمان‌ها و تأثير هواها در مزاج‌ها و وضع شهرها نسبت به فلك ، منوط به آن است كه پزشك بهره‌اى كافى از علم نجوم داشته باشد و چون در آموختن نجوم مقدارى از هندسه لازم است ، پزشك بايد آن مقدار را بداند . ولى به علم حساب چندان نيازى ندارد . اما علم موسيقى از جهتى داخل در علم طب است و ثاون اسكندرانى از قول بقراط نقل كرده كه قدما بيماران را با نواى آهنگ موسيقى شفا مىبخشيدند « 12 » و اين بدان معنا نيست كه پزشك ، خود بايد مباشر نواختن و كوبيدن باشد ؛ بلكه او همچنان‌كه از صيدنانى ( - داروساز ) و فصّاد ( - رگ‌زن ) و حجّام ( - حجامت‌گر ) و حقّان ( - اماله‌گر ) كمك مىگيرد ، موسيقار ( - خنياگر ) هم مانند ديگران او را يارى مىرساند . اما در مورد علم الهى بايد گفت كه پزشك از جهت پزشك بودن نيازى به بحث و آگاهى از حقايق اين علم ندارد . اين بود حال نياز طبيب به اجزاى نظرى از فلسفه .

--> . « ان منفعة صناعة النجوم فى صناعة الطب ليست باليسيرة » مقاله جالينوس فى انه يجب ان يكون الطبيب الفاضل فيلسوفا ( در آغاز رساله ) . يوحنا بن ماسويه مىگويد : با انتقال ستارگان ثابت در طول و عرض ، اخلاق و مزاج‌ها و عادت‌ها ديگرگون مىشود . النوادر الطبية التى كتب بها يحيى بن ماسويه الى حنين بن اسحق ، ص 198 . ابن جميع چگونگى نياز پزشك به علم نجوم را از اين جهت مىداند كه او بايد آشنا به اوضاع شهرهاى آبادان باشد و فصل‌هاى سال را بشناسد و سپس تفصيل اين موضوعات را به كتاب « فى الاهوية و المياه و البلدان » ( - در هواها و آب‌ها و شهرها ) ارجاع مىدهد . المقالة الصلاحية ، ص 21 . ( 12 ) . حكايت شده كه در جزيره اندلس پزشكانى بوده‌اند كه با موسيقى آشنايى داشتند . آنان نبض بيمار را مىگرفتند و آهنگى مطابق ميل او مىنواختند و با اين وسيله بسيارى از دردهاى آن بيمار را مداوا مىساختند . الاحكام النبوية فى الصناعة الطبية ، ج 2 ، ص 32 . على بن عباس مجوسى مىگويد پزشك بايد به آهنگ‌هاى موسيقى آشنا باشد تا انگشتانش به گرفتن نبض رياضت يابد و بدان وسيله رگ را بشناسد . كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 12 . از جالينوس نيز نقل شده كه گفته است او از طريق آهنگ‌ها و الحان به مزاج و قوا ( - نيروهاى بدن ) پى مىبرده است . مختار من كتاب اللهو و الملاهى ، ص 22 .